روز قدس ۱۳۸۹ را چگونه میگذرانید؟
1- فارغ از هرگونه تبلیغات و موضع گیریها خود را به میدان های اصلی در شهرها رسانده و همراه دیگران شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران سر می دهید
2-ترجیح می دهید تا آخرین لحظه صبر کنید و می گوید کو تا روز قدس؟ بیشتر از سه هفته مونده ولن کن …بابا. چو فردا آید فکر فردا کن
3- منتظر صدور بیانیه مشترک از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی می شوید تا از شما برای حضور در روز قدس دعوت رسمی شود و یا احیانا دعا می کنید دعوت نشوید
4- در خانه می مانید و بروی لینکها کلیک می کنید و خبرها را توییت می کنید و هر از چندی به وجد آمده و نظرات حماسی یک خطی تایپ می کنید
5- سعی می کنید روز جمعه خود را خراب نکرده و لم میدهید و تکرار سریالهای فارسی وان را می بینید
6- روز قدس را به چند قسمت تقسیم می کنید. صبح در اینترنت می چرخید و خبرها را رله می کنید و ظهر هم چرت می زنید و بعد از ظهر هم سریالهای مخصوص روز جمعه فارسی وان را می بینید
7- می پرسید ای بابا به تو چه که در کار مردم فضولی می کنی شاید بخواهم یک هفته قبل از عید فطر برم تایلند
8-دعا میکنید مموتی اختاپوس، ۲روز قبل و ۳روز بعد از روز قدس را تعطیل کند تا بتونید یه سفر شمال بروید
9- اگر دندان گرد باشید دعا میکنید مموتی از چهارشنبه ۱۰شهریور که روز ضربت حضرت علی و تعطیل رسمی است تا ۷روز بعد از روز قدس تا عید فطر را تعطیل اعلام کند تا یه سفر رویایی بروید
10-یکم فکر می کنید میگید: الان وقت این کارها نیست. الان باید نشست به جنگ مشا مشنگ با فیروز چاقالو و صادق ریش قرمز با ا.ن فکر کرد
11- بهانه میارید که من بدنبال ترویج خشونت هستم و میخوام بچه مردم را بفرستم جلوی گلوله! بعد میگید: الان هزاران نفر زندانی اند، حالا تو میخوای برای ما تصمیم بگیری!؟
12- میگید سیزده روز نحسیه، روز قدس چه ربطی به ما داره. بذار بسیجی ها برند به ما چه مربوطه
13- احیانا صبح آماده رفتن میشوید که ناگهان میبینی ای دل غافل همسایه بسیجی ات هم آماده رفتن است! میگید بی خیال
14- اینکه پرسیدن نداره خودمون میدونیم چیکار کنیم. بعد هم انگ “تضعیف جنبش” را می چسبانید به من
15- والدین در را قفل می کنند و می گویند: روز قدس به تو ربطی نداره باز شروع شد سبز بازی! بری، می زنن می کشنت
16- این مورد را خودتان بگویید
نویسنده این مطلب سیاهنویس نیست. متن زیر از وبلاگ پرشیا رویال برداشته شده است:
http://persiaroyal.blogspot.com/2010/08/1389.html
یک جای کار این دنیا میلنگد
این همه داستانهای مذهبی در دوران مدرسه و کتب تاریخ و دانشگاه خواندیم. خواندیم که روزگاری افرادی لواط کار بودند و خدا آن بلا را سرشان آورد. خواندیم پادشاهی بود به نام قارون که در ثروت خود گم بود و آن بلا سرش آمد. خوانده بودیم پرندگان به لشگری قوی و عظیم حمله میکنند و با سنگ پرت کردن از آسمان یک لشگر مجهز به اسلحه را شکست میدهند. خوانده بودیم همیشه خدا با مومنین است و آنها را در همه جا کمک میکند. ولی آنچه اکنون در دنیا میبینیم با داستانهای گذشته کمی متفاوت است. مثلا همین مردم پاکستان که اکثرشان مسلمان هستند روزی چند بلا سرشان میاید؟ در آخرین بدبختی هم چند روز پیش سیل دودمانشان را له و لورده کرد. فلسطین بیچاره هم که وضعیتش آن است. لبنان که آنگونه. ایران هم که مردمی بیچاره دارد که هیچ وقت از بلاهای طبیعی مثل سیل و زلزله در امان نبوده است. مردم فقیر آفریقا و گرسنگی و بدبختیهای زلزله اخیر هایتی که جزو فقیرترین مردم جهان بودند. یا کتب تاریخ ما دروغ مینوشتند و یا واقعا یک جای کار میلنگد
مصباح یزدی: حضرت علي عليهالسلام با تازيانه در بازار حرکت ميکردند و متخلفان از احکام شرع را مجازات ميکردند
مصباح يزدي در ديدار با جمعي از دانشجويان بسيجي دانشگاه تبريز به بررسي جايگاه دين در زندگي انسان پرداخت . از قدرت طلبیها و مادی بودن اربابان کلیساها گفت و حسابی به سکولاریسم حمله کرد. در جایی از این سخنرانی اشاره ای هم داشت به چگونگی اجراي احکام اجتماعي دين توسط حضرت علی. گفتار زیر تقل قولیست از وبسایت رسمی آیت الله مصباح یزدی :
علامه مصباح يزدي با اشاره به مثالهايي درباره لزوم اجراي احکام اجتماعي دين، خاطر نشان کرد: حضرت علي عليهالسلام با تازيانه در بازار حرکت ميکردند و متخلفان از احکام شرع را مجازات ميکردند.
وي با اشاره ضمني به سخن برخي از مسئولان مبني بر عدم ضرورت برخورد با متخلفان از احکام شرعي گفت: پس حضرت علي عليهالسلام نيز نبايد با متخلفان برخورد ميکرد، بلکه ميبايست به کار فرهنگي ميپرداخت تا جامعه اصلاح شود؟!
www.mesbahyazdi.org/farsi/?news=240
پیشنهادهای عجیب یک كارشناس فرهنگي در گفتگو با خبرگزاري فارس در رابطه با ارتقاي سطح تربيتي دانش آموزان
محمد وحدتي، يك كارشناس فرهنگي، در گفتگو با خبرگزاري فارس ، پیشنهادها و راهكارهایي درباره ارتقاي سطح تربيتي دانش آموزان داده است. خلاصه کلام این آقا این است که باید دروس پرورشی و دینی و معنوی دانش آموزان در مدارس بیشتر شوند. معلمان سکولار بروند و هزاران معلم گزینش شده به مدارس تزریق شوند. طلاب جوان هم باید در مدارس حضور داشته باشند. و اینکه وزارت آموزش و پرورش برود زیر نظر مستقیم رهبری! بخش زیر قسمتهای اصلی این مصاحبه طولانی است که برای خوانندگان بصورت خلاصه آورده شده است:
… وي اضافه كرد: نظام تربيتي كه نداريم، محتواي آموزشي ما هم اكثراً سكولار است، در حالي كه همين فيزيك، شيمي، زمين شناسي و زيستشناسي مي تواند علم خداشناسي باشد. شما درس ديني را تعطيل كنيد، ولي دبير زمين شناسي و فيزيك شما از زاويه درس خود عظمت وجود خالق را اثبات كند و با عمل خود دانش آموز را به دين و اخلاق و معرفت دعوت كند، در حالي كه محتواي دروس ما و در و ديوار و فضاي مدرسه و جامعه، دانش آموز ما را به سمت ديگري مي كشاند، مقابله با اين موج سنگين را تنها به عهده يك معلم ديني يا پرورشي گذاشته ايم. امور پرورشي و مراكز تربيت معلمي كه آن را سالها تعطيل كرديم و امروز 100 هزار ليسانس را بدون اينكه براي حساس ترين شغل عالم دوره ديده باشند، استخدام مي كنيم.
عجيب است توقع داريم در حالي كه پدر و مادر و اطرافيان كودك، تركي يا كردي صحبت مي كنند، لهجه او اصفهاني يا تهراني باشد. دشمن در عين حال كه در فتنه هاي اخير ناكام ماند، ولي باز هم به اين شيوه خود اميدوار است و مي گويد اشكال ندارد، شما 10 سال ديگر صبر كنيد، همين دانش آموزاني كه از مدارس جمهوري اسلامي فارغالتحصيل شده اند، بساط جمهوري اسلامي را جمع مي كنند.
پيشنهاد مي كنم؛ انتخاب وزير آموزش و پرورش مانند وزارت اطلاعات و دفاع با نظر رهبر معظم انقلاب بوده، ايشان در وزارت آموزش و پرورش حوزه نمايندگي داشته باشند و شوراي عالي آموزش و پرورش همچون شوراي عالي امنيت ملي داراي جايگاه مناسب خويش باشد. اگر چه بر اساس عبارت مولي علي بن ابيطالب (ع) (العدل وضع كل شيء موضعها) حق مطلب اين است كه نظام تعليم و تربيت مستقيماً تحت نظر و برنامه ريزي ولايت فقيه و نماينده امام عصر (عج) باشد .
جذب نيروهاي جوان از طريق گزينش دقيق افراد سالم، تيزهوش با انگيزه هاي معنوي و الهي البته با مشوقهاي مادي و معنوي و تربيت آنان در دوره هاي شبانه روزي چند ساله تربيت معلم با امكانات لازم و تزريق آنان به آموزش و پرورش بايستي صورت گيرد.
حضور مستمر طلاب جوان تربيت يافته براي پاسخگوئي به نيازهاي عاطفي، انديشه اي و تربيتي دانش آموزان دختر و پسر با تفكيك طلاب خواهر و برادر همچنين حضور اين طلاب در اردوهاي دانش آموزي ضروري به نظر مي رسد.
منبع: www.farsnews.com/newstext.php?nn=8905161367
سران فتنه از نوع جهانی
سران فته آن افرادی هستند که با کمک چهل میلیون یورویی خود نه تنها از شکم ملتش میزند، بلکه به تثبیت هرچه بیشتر دیکتاتوری در کشور فقیر و بدبختی مثل زیمبابوه و سیاه بخت کردن مردمان آن کشور نیز کمک میکند. ضررش را مردم ایران و مردم زیمبابوه میبینند و کیفش را رابرت موگابه و محمود احمدینژاد میبرند !
حمایت رود گولیت از احمدی نژاد
درست بعد از مناظره انتخاباتی پارسال احمدی نژاد و کروبی، برادران ارزشی ساندیسی ، به خیابانها ریختند و حمایت خودشان را از رییس جمهورمحبوبشان نشان دادند. عکس زیر یکی از هواداران احمدی نژاد است که آنروز به خیابان آمده بود. .

سبزید یا هررنگ. این را منتشر کنید. اگر جرات دارید البته
متن زیر بصورت ایمیل خصوصی به وبلاگ زده شده بود:
موضوع ایمیل: سبزید یا هررنگ. این را منتشر کنید. اگر جرات دارید البته
متن: سلام. نمیدانم جنبش سبز چیست و کیست. پدر من سال 67 همراه یک عمو و یک پسر عمویم اعدام شدند. من در آن زمان حدود 10 سال داشتم. میدانید چه کسی را مسوول اعدام آنها میدانم؟ خمینی خامنه ای موسوی هاشمی و همه آنها که در راس قدرت بوند. من و خانواده من موسوی را زمانی میبخشیم که شخصا به درب منزل ما بیاید و از ما عذرخواهی کند. او زندگی خانواده ما را سیاه کرد. او نخست وزیر امام بود. همان امامی که پدر و عمو و پسر عموی من و خیلیهای دیگر را اعدام کرد. موسوی هیچ وقت نزد ما به این سادگی که دیگران بخشیدندش بخشیده نخواهد شد. شما یک فرد عادی پیش خود میگویی موسوی اشتباهاتی داشت ولی حالا که با مردم است پس میبخشیمش. اما من نمیتوانم. من هر وقت اسم موسوی میاید یاد پدر میفتم. یاد گریه های مادر و خواهرم و زارزارهای خودم میفتم. سالها گذشت تا فهمیدم پدرم را چرا اعدام کردند. سالها گذشت تا فهمیدم اصلا اعدام یعنی چه و چرا شخصی را میتوان اعدام کرد. من و امثال من خاطرات بدی داریم. موسوی سال پیش روبروی خامنه ای ایستاد و او را تقدیر میکنم. ولی از من نخواهید او را ببخشم.
ع.ط / تهران

گپ خودمونی
کانال 5 داشت جشن نیمه شعبان ( پیشواز ) نشون میداد. دیدم مردم دست میزننو و به قول خودشون شادی میکنن. یهو فکر کردم که بابا. ما اینهمه آدم حسابی ایرونی داریم. مولوی و ابن سینا و فردوسی و دکتر حسابی و هزارتا دیگه . چرا تولد اونا از این کارا نمیکنیم؟ اصن میدونیم تولد مولوی چه روزیه؟ این همه امام داریم که همه هم غیر ایرانین اما روز تولد همشون توی تلویزیون و خیابونو همه جا هرکی با دین و بی دین باشه تا 7 جدش خبر دار میشه. بخدا کاری ندارم به کار اونا که میخوان با این موضوعا حال کنن. اصلا واسه همه 124 هزار تا پیامبر تولد بگیرن. به من چه. من میگم چرا اینقدر بیخیالیم نسبت به ایران خودمون؟ .





3 دیدگاه